نقد و بررسی فیلم Parasite

نقد و بررسی فیلم Parasite

در این مقاله به نقد و بررسی فیلم مهم و برنده جایزه اسکار سال ۲۰۲۰؛ یعنی Parasite پرداخته‌‌ایم. با بازی رایانه همراه باشید.

نقد و بررسی فیلم Parasite

Parasite یکی از مهم‌ترین فیلم‌های سال گذشته‌ی میلادی است. فیلمی که با ربودن اکثر جوایز مهم دنیا مثل اسکار و نخل طلای کن، شگفتی آفرید و به نخستین فیلم خارجی زبان اسکار مبدل شد که جایزه‌ی بهترین فیلم را از آن خود می‌کند. انگل را کارگردان کارکشته‌ و صاحب نام کره جنوبی، بونگ جون هو ساخته است. کارگردان فیلم‌های محبوب و مشهوری چون خاطرات قتل، اوکجا و… که با ساخت فیلم انگل، بسیاری حالا او را یکی از بهترین‌ کارگردان‌های حال حاضر جهان به شمار می‌آورند.

انگل با جسارتی مثال زدنی به تقابل میان دو قشر مهم جامعه‌ کره جنوبی یعنی قشر فرودست و پایین طبقه با قشر مرفه و سرمایه دار می‌پردازد. موضوعی مهم که حتی به یاد دارم یکی از منتقدان پس از دیدن فیلم در فستیوال کن، آن را با یادداشت‌های زیرزمینی داستایفسکی و مسخ کافکا مقایسه کرده بود. در این نقد و بررسی می‌خواهم به چند سوال مهم که پس از دیدن فیلم به ذهنم خطور کرده، بپردازم و حتی‌الامکان به آن‌ها پاسخ دهم؛ سوالاتی از قبیل: فیلم علیه سرمایه‌داری است یا ب موافق آن‌؟ فیلم به چه کسانی در باره‌ی «انگل‌ها» هشدار می‌دهد؟ و مهم‌تر از همه «انگل» چیست یا کیست؟

بونگ جون هو همواره به شوخ‌ طبعی‌های خاصش شناخته شده است؛ چنانکه حتی در  درام جنایی – کارآگاهی چون داستان یک قتل، لحظات کمیک و خنده داری را در انبوه لحظات جدی و پرتنش فیلم خود گنجانده بود. او حالا در آخرین اثر خود به این تلفیق کمدی – تراژدی شدت نیز بخشیده است. گرچه باید گفت خود این کار به هیچ روی کار جدید و شگفت‌آوری نیست و دیده‌ام که بسیاری به غلط این را حتی سبک کاری بونگ جون هو نیز به شمار آورده‌اند؛ حال آنکه این اصلا سبک نیست. چگونگی تلفیق این لحظات کمیک و تراژیک در اثر مسئله است نه خود ایده‌ آن. بسیار دیده‌ایم که چه در فیلم‌های کلاسیک و چه در فیلم‌های مدرن، حتی با اغراق و شدت بیشتری این کار انجام شده است. دوستانی که این مسئله پیش پا افتاده را «سبک» کاری بونگ جو هو به شمار می‌آورند، خوب است کمی فیلم ببینند – ترجیحا فیلم کلاسیک ببینند چرا که در آنجا نمونه‌های درخشان بسیار بیشتر است! به هر حال انجام دادن این کار به شدت کار سختی است و تا جایی که به خاطر دارم، تنها استادان واقعی سینما از پس آن برمی‌آیند. باید دید آیا این پوسته ظاهری در جان و عمق فیلم نیز رسوخ کرده یا که در سطح باقی مانده است.

توجه: در ادامه‌ متن، داستان فیلم Parasite اسپویل می‌شود. 

انگل با قشر فقیر داستان شروع می‌کند و ظاهرا تا آخر نیز با آن‌ها می‌ماند؛ البته این به آن معنا نیست که فیلم طرفدار این آدم‌هاست. بونگ جون هو قرار است داستان این آدم‌ها را به ما بگوید و جاه‌طلبی و ورود آن‌ها را به خانه‌‌ی ثروتمندان داستان. اتفاقا فیلم جذاب هم شروع می‌شود؛ تا نیمه‌ از تعلیق خوبی برخوردار است و سرحال می‌نمایاند. شوخی‌های بونگ جون هو نیز «باحال» و قابل توجه هستند گرچه ارزش چندان خاصی ندارند. مثلا اصلا معلوم نیست این آدم‌ها چگونه همگی اینقدر باسواد و زرنگ هستند. اگر تا این حد باسوادند چرا وضعشان این است؟ به نظرم اگر فیلم می‌خواست واقع‌ گرایانه‌تر و سیاسی‌تر برخورد کند، باید علت این ماجرا را نیز برایمان مشخص می‌کرد. به پدر توجه کنید! بله بامزه است؛ قصه رانندگی او و ناگهان اینگونه مهارت پیدا کردنش در رانندگی، دررسته قصه را بیشتر فانتزی می‌کند تا واقع‌ گرایانه. یکی از مهم‌ترین مشکلات انگل نیز همین شوخی‌هایش هستند. شوخی‌ها به جای آنکه عیار واقع‌نمایی داستان را بالا ببرند، بالعکس آن را بسیار تقلیل داده‌اند و سطحی‌اش کرده‌اند. آن مشکل خاص پسر خانواده‌ی پولدار که دختر این خانواده فقیر به آن پی‌ می‌برد، اصلا معلوم نیست که چه مشکلی است. دختر از چه به آن پی می‌برد؟ ببینید اگر قرار است با داستان واقع‌گرایی مواجه باشیم، باید الزاما تمام روابط علت و معلولی داستان، واقعی و باورکردنی باشند و شوخی‌ها نیز در امتداد این نگاه، طرح شوند. حال آنکه به نظرم انگل علی‌الخصوص در پرده نخست خود در این مهم ناموفق بوده است.

نقد و بررسی فیلم Parasite

شوخی و کمدی بسیار سخت‌تر از این‌هاست و اگر در استفاده از آن‌ها، بلدی وجود نداشته باشد، ممکن است به ضد حرفمان مبدل شوند. در ادامه برسیم به نقطه‌ عطف داستان یعنی جایی که این خانواده به هر وسیله‌ای که شده، کار خوب و پردرآمدی را برای خود پیدا کرده و راه خود را به خانه خانواده پولدار باز می‌کنند. خانواده پولدار اصلا آدم‌های بدی به نظر نمی‌رسند. آدم‌های خوش مشرب، مهربان و تا حدود زیادی هم خنگ! حتی شاید بتوان گفت این آدم‌های پولدار آدم‌های بی‌ضرر و خوب ماجرایند که فقط به انگل‌های قصه لطف می‌کنند و مدام به آن‌ها کمک می‌رسانند. بدبختانه در «انگل» ما هیچ گاه نمی‌فهمیم که چرا و چگونه این خانواده تا این حد پولدار است و آن یکی خانواده، فقیر. به نظرم اگر فیلم می‌خواست جسورتر از این‌ها عمل کند، باید علت این را توضیح می‌داد؛ مثلا اگر این خانواده فقیر است به خاطر تنبلی آن‌هاست؟ ابدا اینطور فکر نمی‌کنم؛ در فیلم که لااقل چیز دیگری می‌بینیم! علت فقیر بودنشان مشکل بیکاری است؟ در فیلم چنین چیزی وجود ندارد و یا آنکه خانواده پولدار بدون زحمت و با سوء استفاده از خانواده‌های فقیر به این جا رسیده است؟ باز هم در فیلم چیزی خلاف آن را می‌بینیم برای همین فکر می‌کنم تمام آن تحلیل‌های سیاسی – اجتماعی که به فیلم می‌بندند، یاوه‌ای بیش نیست. مواجهه قشر فقیر و فرودست با قشر مرفه و سرمایه دار؟ این حرف‌ها راجع به این فیلم شوخی است! چرا که هیچ تصویر درستی از این دو قشر وجود ندارد. علت‌ها مشخص نیست چه برسد به چگونگی‌ها. فقط ایده آن در داستان وجود دارد که با غافلگیری نسبتا جالبی که درست در قسمت میانی فیلم می‌بینیم و تغییر لحن ناگهانی و البته ادایی آن، می‌تواند توجه را به خود جلب کند. با این حال این اصلا امتیاز ویژه‌ای برای فیلم نیست! بله، کار نسبتا نامعمولی است؛ اما به همان نسبت کار فیلمساز را سخت می‌کند. چون در این قسمت قرار است مواجهه دو خانواده‌ی فقیر را با همدیگر ببینیم.

جالب است که اعضای خانواده‌ فقیر اول به خاطر کشاندن مادر خود به داخل خانه آن‌ها با طرح یک نقشه ابتدایی و با یک حساسیت مسخره نسبت به هلو، خدمتکار را از آنجا بیرون می‌اندازند و مادر را وارد خانه می‌کنند. این بیماری نیز اصلا معلوم نیست که چه هست و در ادامه همان شوخی‌های فانتزی‌ و تا حدودی سرگرم کننده و البته کاملا بی‌ارزش فیلم است. اما توجه کنید! این خانواده‌های فقیر خودشان به خودشان صدمه می‌زنند. اصلا انگار آدم بدهای داستان همین قشر فقیرند. هیچ مشکلی برای آن خانواده پولدار اتفاق نمی‌افتد تا وقتی که پدر این خانواده، به خاطر بوی بد یکی از این‌ آدم‌‌های فقیر، نمی‌تواند به او کمک کند و آنجاست که به دست پدر خانواده فقیر کشته می‌شود اما چرا؟ او چه کاری می‌کند با آن‌ها؟ تنها بدی و ظلمی هم که از سوی خانواده‌ی پولدار به این انگل‌ها می‌شود، این است که آن‌ها را «بد بو» خطاب می‌کنند. در واقع آن‌ها فقط حقیقت را بیان می‌کنند. ظلمی در کار نیست! به پایان فیلم توجه کنید؛ البته هیچ عیبی هم ندارد. فیلمساز مختار است هر چه می‌خواهد بگوید را بگوید. می‌تواند به این قشر حتی اهانت نیز کند؛ آن‌ها را انگل بخواند و در نهایت یک تصویر احمقانه از قشر سرمایه‌دار به ما نشان دهد. باز هم می‌گویم این‌ها هیچ عیبی ندارد ولی لطفا دیگر دم از انسان دوستی، حرف‌های سیاسی اجتماعی و حتی روانشناسانه راجع به این فیلم نزنید! فیلم اگر می‌خواست واقعا نقد جدی راجع به قشر بالا دست داشته باشد، می‌بایست از ضرباتی که آن‌ها به قشر پایین دست زده‌اند چیزی به ما نشان می‌داد؛ نه که بگوید این‌ها خانواده فقیر را بدبو خطاب می‌کنند – چیزی که خود خانواده فقیر نیز آن را قبول دارند! – پس چه ضربه‌ی بزرگی! اصلا توضیح می‌داد این آدم‌های انگل به دست چه کسانی رشد یافته‌اند؛ به دست خودشان یا که نه به دست بالایی‌ها؟ به نظرم مهم‌ترین پیام فیلم در نهایت این است که این «انگل‌های زیرزمینی» که تا این حد عقده‌ دارند نسبت به آدم‌های مفید را باید دریافت و مهم‌ترین هشدارش نیز به قشر بالادست است؛ به آمریکایی‌ها و به سرمایه‌داران جهان هشدار می‌دهد مراقب این انگل‌ها باشید. این‌ها عقده‌ای شده‌اند، لطفا دریابیدشان و کمی پول بهشان بدهید و صد البته رویای امریکایی را بار دیگر در سرهایشان بپرورانید و از پس آن نیز به خوبی برمی‌آید. فیلم از این نظر یک شاهکار به تمام معناست! «آدم‌های فقیر انگل‌هایی‌اند که هر چه زودتر باید خودشان را اصلاح کنند، خوب و پولدار شوند. باید از زندگی انگلی‌شان فاصله بگیرند و آدم‌های مفیدی شوند.» واقعا این حرف جای تشویق ندارد؟ به نظرم نمره فیلم ده از ده، یا پنج از پنج، چهار از چهار یا در سیستم‌های دیگر نمره‌ دهی پنجاه از پنجاه، یک از یک و یا در سیستم خوب و ارزشمند صفر از صفر می‌گیرد. خیلی خب خیال‌تان بابت نمره راحت‌ شد؟ 

انگل از آن دست فیلم‌هایی است که خوش ساختند؛ مثل فیلم‌های مدرن آمریکایی و هالیوودی. صحنه‌های جالبی هم دارند. مثلا به سکانس باران توجه کنید و مقایسه‌ای که میان خانواده پولدار و فقیر انجام می‌شود. واو! صحنه‌ی دلخراشی است ولی پرسش اصلی این است که مقصر این ماجرا کیست؟ خود خانواده‌ی فقیر و انگل؟ فیلم آن‌ها را تنها مقصران حقیقی تمام ماجراهایش معرفی می‌کند و خانواده‌ی پولدار را نیز چنان خوب و گوگولی نشان دهد که آدم دلش برایشان آب می‌شود. فیلم ترسوتر از آن است که این ماجرا را از زوایای سیاسی و اجتماعی بنگرد و در عوض خود آن خانواده را مقصر نشان می‌دهد و تنها کاری نیز که از پس آن به خوبی برمی‌آید، این است که احساس ترحم ما را نسبت به این آدم‌های بد برانگیزاند و بدین وسیله، با از میان بردن تمام موازین اخلاقی و انسانی در میان آن‌ها و نشان دادن جنایاتی که در ادامه مرتکب می‌شوند، زندگی آن‌ها را انگلی نشان داده و رویای امریکایی را تنها راه حل بنمایاند و با آن جوایز اسکار را درو کند و البته بگویم که فیلم واقعا علاوه بر اسم بسیار مناسب و در خور خود که به خوبی چیستی آن را توضیح می‌دهد، سزاوار این جوایز هم بوده و باید آن را ستود.

نقد و بررسی فیلم Parasite | انگل انگاریِ انسان

شاهکار! مگر می‌شود به فیلمی که جایزه‌ی اسکار و کن برده، کمتر از ده داد؟ فیلمی زیبا، انسانی‌، هنری و... که اسم به شدت درخوری دارد: انگل.
۱۰
شاهکار

۳ دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شکلک‌ها

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeleton