داستان بازی Final Fantasy 7 Remake | قسمت اول

داستان بازی Final Fantasy 7 Remake

مجموعه Final Fantasy همیشه به عنوان یکی از سردمداران سبک نقش آفرینی شناخته می‌شود و درصد بسیار زیادی از بازیبازان جهان، حداقل یکی از نسخه‌های این مجموعه را تجربه کرده و قطعا از جهان و داستان غنی آن نیز لذت برده‌اند. حال بعد از مدت‌ها، هفتمین نسخه‌ از این مجموعه که به عنوان بهترین نسخه‌ی سری نیز شناخته می‌شود و در سال ۱۹۹۷ عرضه گشته بود، با تصمیم Square Enix، دوباره برای کنسول پلی‌استیشن ۴ ریمیک و با گرافیک و مکانیک‌هایی مدرن عرضه گشت. پس با بازی‌رایانه همراه باشید تا با هم به شرح داستان بازی Final Fantasy 7 Remake بپردازیم.

Cloud Strife که سابقا یک مزدور نیروهای ویژه‌ی سازمان برق Shinra موسوم به Soldier، توسط گروه تروریستی به نام Avalanche استخدام می‌گردد تا زمانی که این گروه در حال کارگذاری یک بمب در راکتور Mako 1 هستند، به آن‌ها کمک کند. رهبر و فرمانده این گروه تروریستی به نام Barret Wallaco معتقد است که سیاره Gaia یک موجود زنده هست و استخراجی که شرکت Shinra با هدف تولید نیرو انجام می‌دهد، در نهایت منجر به نابودی جهان می‌شود.

Cloud و Barret به کمک چندتن دیگر از هم‌رزمان خود به نام‌های Jessie ،Biggs و Wedge به راکتور نفوذ می‌کنند و در نهایت نیز Cloud بمبی را که توسط Jessie طراحی شده، درون راکتور کار می‌گذارد. Cloud و Jessie با توجه به زمانی کمی که داشتند، غافل ازاینکه رئیس شرکت Shinra در حال نگاه کردن تک تک حرکاتشان هست، از راکتور خارج می‌شود. در همین لحظه بمب از کار می‌افتد و عمل نمی‌کند اما رئیس Shinra تصمیم می‌گردد تا عملیات خود نابودسازی راکتور را فعال کند و در نهایت باعث نابودسازی راکتور شود. پس از انفجار، Cloud و اعضای Avalanche در خیابان باهم قرار می‌گذارند که از منطقه فرار کنند و در نهایت دوباره یکدیگر را در ایستگاه مترو ملاقات کنند.

داستان بازی Final Fantasy 7 Remake

زمانی که Cloud در حال فرار کردن از میان جمعیت شوک زده بود، ناگهان متوهم می‌شود و در توهمات خود، با Sephiroth، یکی از سربازان سابق و سرکش Shinra ملاقات می‌کند. Sephiroth سربازی بود که از دستورات Shinra سرپیچی کرده و در نهایت نیز Cloud ماموریت پیدا می‌کند تا وی را بکشد و در نهایت نیز موفق می‌گردد اما حال Cloud باور نمی‌کند که Sephiroth همچنان زنده است و این توانایی را دارد تا به ذهن Cloud نفوذ کند و واقعیت اطراف او را تغییر دهد. در یک لحظه Cloud جهان اطراف خودش را در آتش می‌بیند. زمانی که Cloud هوشیار می‌گردد، یک زن گل فروش را در برابر چشمانش می‎‌بیند که توسط یک هیولای نامرئی دنبال می‌شود. زن به سرعت دست Cloud را برای دریافت کمک از وی می‌گیرد که همان لحظه Cloud ظاهر هیولای ردا پوش را می‌بیند. در نهایت زن از دست این هیولا فرار می‌کند اما نیروهای امنیتی Shinra به واسطه واکنش Cloud از این حادثه، به دنبال وی می‌روند و در نهایت نیز Cloud به سمت ایستگاه قطار فرار می‌کند و سوار قطار در حال حرکتی می‌شود که همرزمانش درون آن حضور داشتند.

داستان بازی Final Fantasy 7 Remake

گروه Avalanche، به کمک قطار به محله‌ی زاغه‌نشین Sector 7 فرار می‌کنند و در بار Seventh Heaven که متعلق به Tifa که دوست دوران کودکی Cloud است، مخفی می‌شوند. انفجار راکتور Shinra به قدری قدرتمند و غیرقابل پیشبینی بود که باعث آشفتگی Jessie و Tifa گشت اما Barret بر خلاف این دو، کاملا آماده بود تا به سراغ ماموریت بمب گذاری بعدی برود اما اینبار علاقه‌مند نبود تا از توانایی‌های Cloud استفاده کند و به همین دلیل نیز قصد ندارد تا وی را دوباره استخدام کند.

با این حال Tifa به Cloud پیشنهاد می‌دهد که همچنان در Sector 7 بماند و به عنوان یک مزدور، نامی در این منطقه برای خود دست و پا کند و به همین دلیل نیز به یک آپارتمان در نزدیکی بار Tifa نقل مکان می‌کند.سپس در هنگام شب، Cloud صدای ناله‌ی کسی را از آپارتمان بقلی می‌شنود و به سراغ آن می‌رود که در همان لحظه متوجه می‌شود که منشا این صدا مردی است که یک ردای سیاه را برتن دارد و در همان لحظه، ناگهان می‌فهمد که آن شخص Sephiroth است. Sephiroth به سرعت به Cloud حمله می‌کند که ناگهان Tifa وارد اتاق می‌شود؛ پس از حضور Tifa در اتاق، Cloud متوجه می‌شود که دوباره دچار توهم شده. سپس Tifa برای Cloud یک ماموریت دست و پا می‌کند. آن‌ها متوجه می‌شوند که Johhny، یکی از دوستان Tifa توسط سازمان Shinra دستگیر شده و با علم بر اینکه وی عضوی از گروه Avalanche نبوده، Tifa می‌ترسد که Johhny اعضای تیم را لو بدهد، به همین دلیل نیز Tifa و Cloud به نیروهای Shinra حمله می‌کنند و Johhny را نجات می‌دهند اما در ادامه Cloud تصمیم می‌گیرد تا برای اینکه لو نروند، Johhny را بکشد ولی Tifa جلوی تصمیم Cloud را می‌گیرد.

داستان بازی Final Fantasy 7 Remake

با اینکه Barret برای دومین ماموریت بمب گذاری، علاقه‎‌ای به استخدام دوباره Cloud نداشت، اما Jessie تصمیم می‌گیرد تا برای تهیه‌ی یک خرج انفجاری جدید از انبار Shinra، به سراغ Cloud برود. دلیل تهیه‌ی این خرج انفجاری از انبار Shinra این بود که Jessie فکر می‌کرد که بمبی که طراحی کرده بود، عامل کشتار و تلفات مردم غیر نظامی و حال قصد دارد تا با ساخت یک بمب بهتر، جلوی این تلفات را بگیرد. در ادامه نیز Biggs و Wedge به Cloud و Jessie ملحق می‌شوند تا ماموریت را آغاز کنند. در نهایت این چهار نفر به سمت خانه‌های سازمانی Shinra حرکت می‌کنند. سپس Jessie به همراه Wedge و Biggs وارد خانه‌ی والدین خود می‌شود تا با پرت کردن حواس و پدر و مادرش، به Cloud کمک کنند تا به صورت مخفیانه‌، کارت شناسایی پدر Jessie را بدزدد. پدر Jessie یکی از کارگران شرکت Shinra است که سال‌ها قبل به دلیل وقوع یک حادثه در کارخانه‌ی Shinra و نشت مواد سمی از راکتور Mako، شیمایی گشت و این اتفاق نیز تبدیل به دلیل اصلی Jessie برای ملحق شدن به Avalanche شد.

پس از دزدیدن کارت شناسایی، اعضای گروه Avalanche به انبار شرکت Shinra می‌رود. قبل از شروع عملیات، Cloud به آسمان نگاه می‌کند و خاطرات دوران کودکی‌اش را به یاد می‌آورد؛ دورانی که به Tifa سیزده ساله قول داده بود تا به سازمان SOLDIER ملحق شود و با این کار تبدیل به شوالیه‌ای با زره‌ی نورانی بشود که هر زمان Tifa به مشکلی برخورد، بیاید و او را نجات دهد.

سپس ماموریت آغاز می‌گردد. طی این ماموریت، Jessie باید به کمک کارت شناسایی پدرش به انبار نفوذ می‌کرد و Cloud و بقیه‌ی اعضای تیم نیز باید حواس نگهبانان را پرت می‌کردند تا برای Jessie زمان بخرند. نیروهای پشتیبانی Shinra به سرعت به انبار نفوذ کردند و طی نبرد Cloud و همرزمانش با نیروهای SOLDIER یکی از یاران Cloud یعنی Wedge زخمی می‌گردد.

در قسمت بعدی با ادامه ماجرا همراه باشید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شکلک‌ها

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeleton